تصور کنید در ابتدای رابطهای هستید که همهچیز عالی به نظر میرسد؛ گفتوگوها روان و لذتبخشاند، ارتباط دوطرفه شفاف است و نشانهها از آیندهای خوب خبر میدهند. اما یکسری تردید سمج رهایتان نمیکند:
«اصلاً چرا من را انتخاب کرده؟»
«نکند حوصلهاش سر برود؟»
«این رابطه کی قرار است از هم بپاشد؟»
گاهی این پرسشها حتی بعد از ردوبدلشدن «دوستت دارم» هم ادامه پیدا میکنند. اگر این تجربه برایتان آشناست، ممکن است با اضطراب رابطه روبهرو باشید.
اضطراب رابطه به احساس تردید، ناامنی، نگرانی مداوم و نیاز دائمی به اطمینانگرفتن از طرف مقابل گفته میشود؛ حالتی که میتواند در طول یک رابطه عاطفی بروز کند. ریشههای این اضطراب اغلب به الگوهای دلبستگی دوران کودکی برمیگردد و معمولاً نشانهای از سبک دلبستگی ناایمن است.
طبیعی است که درباره زندگی با یک شریک عاطفی فعلی یا بالقوه نگران باشیم؛ بالاخره تصمیم کوچکی نیست. اما گاهی این نگرانی آنقدر شدید میشود که اجازه نمیدهد رابطه رشد کند یا حتی از همان ابتدا شکل بگیرد.
چرا در رابطه مدام نگرانم؟
وقتی نگرانیها به بخش ثابت یک رابطه تازه یا حتی قدیمی تبدیل میشوند، احتمالاً پای اضطراب رابطه در میان است. در ادامه، مهمترین دلایل آن را میخوانید.
۱. سبک دلبستگی اضطرابی
اگر مدام امنیت رابطه یا عمق احساسات طرف مقابل را زیر سؤال میبرید، ممکن است ریشه آن به روابط دوران کودکی با والدین یا مراقبانتان برگردد.
کودکانی که بهطور مداوم عشق و توجه دریافت میکنند، معمولاً دلبستگی ایمن شکل میدهند. اما اگر محبت گاهی وجود داشته و گاهی با طرد، بیتوجهی یا حتی خشونت همراه بوده باشد، کودک ممکن است دلبستگی اضطرابی پیدا کند.
در بزرگسالی، این الگو بهصورت نیاز شدید به توجه، ترس از رهاشدن و درخواست مداوم اطمینان در روابط عاشقانه ظاهر میشود. افراد با این سبک دلبستگی اغلب ارزشمندی خود را زیر سؤال میبرند و دائماً منتظر اولین نشانه بیعلاقگی از سوی شریک عاطفی هستند.
۲. تجربههای منفی گذشته
اگر در گذشته در رابطهای بودهاید که عزتنفس، جذابیت یا ارزشمندی شما زیر سؤال رفته، طبیعی است که رابطه جدید همان اضطرابهای قدیمی را فعال کند.
در چنین شرایطی، فرد دائماً گوشبهزنگ است، ثبات رابطه را میسنجد و احساسات طرف مقابل را زیر ذرهبین میبرد؛ حتی وقتی دلیلی واقعی برای نگرانی وجود ندارد.
۳. عزتنفس پایین
وقتی تصویر ذهنی ما از خودمان منفی است، این نگاه میتواند بهشدت کیفیت روابط عاطفیمان را تحتتأثیر قرار دهد.
عزتنفس پایین باعث میشود:
-
به واقعیبودن احساسات شریک عاطفی شک کنیم
-
خود را شایسته عشق ندانیم
-
مدام نگران خیانت یا ترکشدن باشیم
این افکار میتوانند آینده رابطه را به خطر بیندازند، حتی اگر رابطه در واقع سالم باشد.
۴. ارتباط ضعیف
گاهی اضطراب رابطه نه از درون ما، بلکه از نبود گفتوگوی صادقانه میآید. وقتی درباره احساسات، وضعیت رابطه یا برنامههای مشترک صحبت نمیکنیم، خلأ ایجاد میشود؛ و این خلأ، بهترین فضا برای رشد اضطراب است.
اضطراب رابطه چه احساسی دارد؟
اضطراب در رابطه میتواند به شکلهای مختلفی بروز کند، از جمله:
-
تردید مداوم نسبت به احساسات واقعی شریک عاطفی
-
نیاز دائمی به اطمینانگرفتن
-
تلاش افراطی برای راضیکردن طرف مقابل، حتی به قیمت آسیبزدن به خود
-
رفتارهای کنترلی نسبت به رفتوآمدها یا ارتباطات او
-
وابستگی بیشازحد و چسبندگی
-
شک به سازگاری عاطفی
-
تحلیل بیشازحد حرفها و رفتارهای ساده
-
احساس دائمی اینکه رابطه بهزودی تمام میشود
-
نگرانی بیشتر از لذتبردن از رابطه
در برخی موارد، اضطراب رابطه به شکل خودتخریبی ظاهر میشود؛ بزرگکردن مشکلات کوچک، امتحانکردن وفاداری شریک عاطفی یا فاصلهگرفتن عمدی برای جلوگیری از آسیب احتمالی.
تأثیرات اضطراب رابطه
همه نگرانیها نشانه اضطراب نیستند. توجه به کیفیت رابطه، بررسی تغییرات ارتباطی و صحبت درباره احساسات، کاملاً سالم و ضروری است. اما وقتی انرژی ذهنی شما دائماً صرف زیرنظرگرفتن رابطه میشود و همیشه در حالت آمادهباش هستید، مشکل آغاز میشود.
اضطراب مداوم میتواند:
-
صمیمیت و لذت عاطفی را کاهش دهد
-
کیفیت رابطه را تضعیف کند
-
و حتی به همان نتیجهای منجر شود که از آن میترسید: پایان رابطه
چطور اضطراب رابطه را متوقف کنیم؟
خبر خوب این است که اضطراب رابطه قابل مدیریت و حتی قابل درمان است. این راهکارها میتوانند کمککننده باشند:
۱. احساساتتان را شفاف بیان کنید
صادقانه درباره نگرانیها، انتظارات و آرزوهایتان صحبت کنید. بیان تردیدها بسیار بهتر از ساختن سناریوهای منفی در ذهن است. گفتوگوی شفاف، ابهام را کم میکند و جلوی رشد اضطراب را میگیرد.
۲. در زمان حال زندگی کنید
نگرانی درباره اینکه «پنج سال دیگر چه میشود» یا «آیا چند ماه دیگر هم دوستم خواهد داشت» فقط شادی امروز را از شما میگیرد. بهجای غرقشدن در آیندهای نامعلوم، از لحظهای که اکنون در آن هستید لذت ببرید.
۳. با اضطرابتان روبهرو شوید
شاید عجیب به نظر برسد، اما پذیرفتن و بررسی اضطراب یکی از مؤثرترین راهها برای کنترل آن است. از خودتان بپرسید:
-
آیا این ترس از تجربهای در گذشته میآید؟
-
آیا بهخاطر تصویر منفی از خودم نگرانم؟
شناخت ریشهها، اولین قدم برای حل مسئله است.
۴. از درمان حرفهای کمک بگیرید
در بعضی موارد، مراجعه به درمانگر بهترین گزینه است. درمان میتواند به شما کمک کند:
-
الگوهای فکری منفی را تغییر دهید
-
عزتنفس سالمتری بسازید
-
و راههای مؤثر مدیریت اضطراب را یاد بگیرید
چه زمانی باید کمک بگیریم؟
نگرانی occasional درباره رابطه طبیعی است. اما اگر افکار وسواسی، کنترلگری، ترس دائمی از ترکشدن و اضطراب شدید دارید، وقت آن است که جدیتر به موضوع نگاه کنید.
گفتوگوی صادقانه با شریک عاطفی، روبهروشدن با ترسها و در صورت لزوم، مراجعه به درمانگر، میتواند مسیر رابطه و کیفیت زندگی شما را بهطور چشمگیری تغییر دهد.
گاهی بزرگترین قدم برای حفظ عشق، این است که ابتدا با اضطراب خودمان روبهرو شویم.
